داستان زندگیه یه بد بخت.........

سلام ..

ببخشید نتونستم اینو نگم و برم چونخیلیها باهام تماس گرفتن و ازم خواستن که در مورد اینقضیه بنویسم.

بچه ها من زندگی نامم رو که چی شد که این نوسانات تو زندگیم پیش اومد رو به زودی قسمت به قسمت می نویسم .

شاید این کار کمکم کنه که یکم سبک  بشم و این بغض لعنتی بترکه..........

غم دوری  از آتی گلم داره دیوونم می کنه...

شاید نمی نویسم که بخونید شاید مینویسم که سبک بشم.......

در هر صورت به زودی اولین قسمتش رو می نویسم.

از امشب استفاده کنید امشب شب آرزواست..........